ترامپ در سودای نفت ایران در ازای بازسازی، چین را از قلم انداخت

چرتکه‌ای که ترامپ برای سهم‌خواهی از دوران پس از جنگ پهن کرده، صدای عجیبی دارد! رئیس‌جمهور آمریکا در اظهاراتی عجیب و مضحک، شرط کمک به بازسازی ایران پس از جنگ را تسلیم نیمی از منابع نفتی این کشور عنوان کرده است. این نگاه سراسر سلطه‌طلبانه، پرده از اهداف راهبردی عمیق‌تر واشنگتن برمی‌دارد.

به گزارش تحریریه، شیه شیائو رونگ(薛小荣)، استاد تاریخ معاصر چین در دانشگاه فودان و کارشناس برجسته روابط بین‌الملل، در یادداشتی تحلیلی به ارزیابی طرح واگذاری نفت در برابر بازسازی پرداخته است:

در تاریخ ۹ ژوئن، دونالد ترامپ در مصاحبه‌ای اختصاصی با شبکه ای‌بی‌سی، با اعتمادبه‌نفسی بالا به موضوع داغ مذاکرات میان ایران و آمریکا پرداخت. او در ابتدای این گفتگو، تصویری از وضعیت فعلی ارائه کرد: با وجود حملات ایران به نیروهای آمریکایی در خاورمیانه و واکنش‌های متقابل و سخت اسرائیل و آمریکا، ترامپ همچنان متقاعد است که تحت سیاست فشار حداکثری، ایران راهی جز تسلیم ندارد و در نهایت ناچار خواهد شد پای میز مذاکره بنشیند و توافق‌نامه‌ای را با آنها امضا کند.

ترامپ برای افزایش وزن چانه‌زنی خود، بار دیگر در مقابل دوربین‌ها هشداری جدی به ایران داد و تأکید کرد که مقامات تهران باید حساب کار دستشان باشد. او تهدید کرد که اگر ایران از توصیه‌ها و برنامه‌های آمریکا سرپیچی کند، ارتش ایالات متحده با حملاتی ویرانگر، زیرساخت‌های حیاتی ایران، از جمله تأسیسات صنعتی، شبکه‌های برق و پل‌ها و گذرگاه‌های کلیدی را هدف قرار خواهد داد؛ اقدامی که به معنای فروپاشی کامل بنیان‌های کشور خواهد بود.

ترامپ در سودای نفت ایران در ازای بازسازی، چین را از قلم انداخت

ترامپ پس از ردیف کردن این تهدیدات تکان‌دهنده و تند، با تسلط کامل بر بازی «هویج و چماق»، یک‌باره تغییر موضع داد و با لحنی نرم‌تر، موضوعی به‌شدت وسوسه‌انگیز اما مملو از دامی مرگبار را پیش کشید: بازسازی پس از جنگ.

او ادعا کرد وقتی که این جنگ سرانجام به پایان برسد، ایرانِ ویران‌شده ناگزیر با چالش‌های کمرشکنی برای بازسازی مواجه خواهد شد. از دیدگاه او، ایران امروز نه از نظر تأمین مالی و نه از لحاظ ذخایر فنی، توانایی سرپا کردن دوباره خودش را ندارد؛ بنابراین تنها راه خروج ایران، برگزاری مناقصه عمومی در سطح جهانی است.

ترامپ بی‌پرده و صریح عنوان کرد که این یک پروژه‌ی عظیم چند صد میلیارد دلاری است که عملاً یک تجارت کلان محسوب می‌شود. با این حال، او با وقاحتی تمام ادعا کرد که در این دنیا، تنها کسی که توانایی و صلاحیت پذیرش این مسئولیت عظیم را دارد، آمریکا است. استدلال او هم از همان منطق زورگویانه سرچشمه می‌گیرد: چون ایران قرار است توافق آتش‌بس را با آمریکا امضا کند، پس تمام کشورهای دیگر از جمله چین، حق ندارند به‌هیچ‌وجه به این سفره‌ی اختصاصی آمریکا نزدیک شوند یا در آن دخالت کنند.

اما سؤال اصلی اینجاست که چگونه می‌توان ایرانِ تازه از آتش بیرون‌آمده را قانع کرد که با رضایت قلبی پولش را در جیب آمریکا بریزد تا او بیاید و بازسازی‌اش کند؟ ترامپ حتی از حالا مسیر را برای ایران ترسیم کرده است: «نیمی از منابع نفتی ایران را مستقیماً به آمریکا بدهید تا به عنوان وثیقه، در ازای آن وام‌های کلانی برای بازسازی دریافت کنید.»

این اظهارات ترامپ، هدف هسته‌ای آمریکا از برافروختن آتش جنگ در خاورمیانه را به‌طور کامل زیر نورافکن افکار عمومی قرار داد و آن را آشکارتر کرد. خلاصه و چکیده‌ی تمام این هیاهوها این است که آمریکا اگر بر طبل جنگ با ایران می‌کوبد، هدفش در نهایت چیزی نیست جز «تصاحب منابع عظیم نفتی این کشور». چرا که در نگاه اتاق فکر واشنگتن، تسلط بر قدرت تعیین قیمت و توزیع نفت، همان ستون فقرات مادی و غیرقابل‌تزلزل برای حفظ هژمونی جهانی آمریکاست.

ایده‌ «نیمی از نفت در ازای بازسازیِ» ترامپ چقدر قابل اتکاست؟

اگر بخواهیم موضع خود را فقط در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت: ایده او به شدت غیرقابل اعتماد است.

📌نخست، اگر از زاویه‌ی آمریکا به ماجرا نگاه کنیم، موضع‌گیری پر سر و صدای ترامپ بیش از هر چیز تلاشی است برای آنکه پس از تحمل مجموعه‌ای از ناکامی‌های راهبردی، در میدان جنگ افکار عمومی دوباره آبروی از دست‌رفته را بازگرداند؛ و در اصل چیزی جز نوعی تهدید لفظی و اجبار دیپلماتیک نیست.

کافی است روند تحولات را یک‌بار مرور کنیم تا روشن شود که جرقه‌ی مستقیم این جنگ طولانی و بی‌پایان در خاورمیانه، در روز ۲۸ فوریه زده شد. در آن زمان، دونالد ترامپ کورکورانه به سخنان بنیامین نتانیاهو اعتماد کرد و با اتخاذ اقدامی افراطی و بی‌پروا، خامنه‌ای و شماری از مقامات ارشد ایران را هدف ترور قرار داد. دقیقاً همین ماجراجویی نظامی خام و شتاب‌زده بود که باعث شد اوضاع خاورمیانه به‌طور کامل از کنترل خارج شود.

ترامپ در سودای نفت ایران در ازای بازسازی، چین را از قلم انداخت

تا امروز، هرچند ایران در ظاهر با برگزاری مذاکرات صلح با آمریکا موافقت کرده است، اما «جنگیدن در حین مذاکره» مدت‌هاست به یک وضعیت عادی و نانوشته میان آمریکا و ایران تبدیل شده؛ وضعیتی که هر دو طرف آن را بی‌نیاز از توضیح می‌فهمند. حتی اگر ده هزار قدم هم عقب برویم و فرض کنیم آمریکا و ایران واقعاً روی کاغذ به یک توافق صلح دست پیدا کنند، آیا چنین توافقی کوچک‌ترین ضمانت اجرایی واقعی خواهد داشت؟ آیا آمریکا به وعده‌هایش پایبند می‌ماند؟ آیا ایرانِ سرشار از خشم، با رضایت کامل آن را رعایت خواهد کرد؟ آیا اسرائیلی که از کنار میدان با چشم‌های طمع‌کار و آماده‌ی حمله اوضاع را زیر نظر دارد، آرام و بی‌دردسر سر جای خود خواهد نشست؟ بدیهی است که نه.

در میان این سه طرف، هیچ‌کدام بازیگری نیست که به‌سادگی کوتاه بیاید یا اهل سازش آسان باشد. همین مسئله از ریشه نشان می‌دهد که تضاد میان آمریکا و ایران مدت‌هاست به کینه‌ای خونین و گرهی کور تبدیل شده است؛ مسئله‌ای که نه یک فرد و نه یک جناح سیاسی، صرفاً با چند جمله و بازی با کلمات، قادر به حل‌وفصل آن نیست. درست به این دلیل که ترامپ این بن‌بست را دیده و دستش از هر راه‌حل مؤثر دیگری کوتاه مانده، ناچار به گزینه‌ی درجه‌دوم روی آورده است: یعنی تلاش برای وادار کردن ایران به عقب‌نشینی در منافع حیاتی خود، از طریق تهدیدهای لفظی اغراق‌آمیز و ارعاب‌آفرین.

📌در وهله‌ی دوم، این سخنان ترامپ را نهایتاً می‌توان نوعی دلداری دادن به خود دانست؛ لاف‌زنی‌های او در برابر دوربین‌ها، تنها تلاشی است برای آبرو خریدن و جبران شکست‌هایش، چرا که محال است ایران چنین شرایط خفت‌باری را بپذیرد.

دلیل قاطعیت و سرسختی ایران این است که پس از سال‌ها جنگ خونین و تقابل‌های بی‌رحمانه با آمریکا، به یک حقیقت واقع‌گرایانه‌ی ژئوپلیتیک پی برده است: در تعامل با ابرقدرتی چون آمریکا، یا بهتر است بگوییم با چنین «دولت یاغی و قلدری»، هیچ‌گونه تن دادن به ذلت و عقب‌نشینی راهگشا نیست. تنها راه چاره، در پیش گرفتن شدیدترین اقدامات متقابل و ایستادگی با عزمی راسخ تا پای جان است. تنها زمانی که آمریکا را به‌راستی به درد بیاورید و به او بفهمانید که ادامه‌ی این جنگ و درگیری برایش هزینه‌ای سنگین و غیرقابل‌تحمل دارد، آنگاه است که دست‌وپایش می‌لرزد، محتاط می‌شود و با عجله سر تعظیم فرود می‌آورد تا به پای میز مذاکره بیاید.

ترامپ در سودای نفت ایران در ازای بازسازی، چین را از قلم انداخت

وقتی ایران در میدان عمل، این حقیقت را به‌طور کامل آزمود و بر آن مسلط شد، هیبت آمریکا در چشمانش به‌یک‌باره فرو ریخت. آن ابرقدرت جهانی که زمانی شکست‌ناپذیر بود و همگان باید مقابلش سر تعظیم فرود می‌آوردند، اکنون به ببر کاغذی پوشالی تبدیل شده است. پس از آنکه ایران دست پشت پرده‌ی آمریکا را خواند، چگونه ممکن است—آن‌گونه که ترامپ در توهمات خود می‌بیند—سر به زیر بیندازد و نیمی از شریان حیاتی نفت کشورش را دو دستی تقدیم کند تا در ازای آن، امتیاز بازسازی بگیرد؟ این دیگر نه یک پیشنهاد، که خیالی خام است.

📌در نهایت، دلیلی که نشان می‌دهد تفکرات ترامپ چیزی جز توهم نیست، به یک عامل بیرونی فوق‌العاده مهم بازمی‌گردد: حتی اگر آمریکا در آینده واقعاً حملات هوایی گسترده‌ای را علیه ایران آغاز کند و تمامی تأسیسات روی زمین این کشور را با خاک یکسان سازد، آیا پس از جنگ، ایران هیچ کشور دیگری را پیدا نخواهد کرد که برای بازسازی دست یاری به سویش دراز کند؟ پاسخ این سوال قطعاً منفی است.

در دنیای امروز که سال‌هاست از ساختار تک‌قطبی عبور کرده، قدرت منحصربه‌فرد و توانمند دیگری به نام «چین» وجود دارد. مدت‌ها پیش از این، چین و ایران سند همکاری‌های جامع راهبردی ۲۵ ساله را به امضا رسانده‌اند. اگر ایران در نبرد ایستادگی در برابر آمریکا جایگاه خود را تثبیت کرده و در این جنگ به پیروزی برسد، پروژه عظیم بازسازی پس از جنگِ آن می‌تواند به‌طور طبیعی و کاملاً منطقی، در چارچوب همکاری‌های راهبردی عمیق ۲۵ ساله‌ی میان ایران و چین گنجانده شود.

اگر نگاهی به توان صنعتی و قدرت زیرساختی واقعی بیندازیم، ایالات متحده که امروزه با بحران شدید توخالی شدن بخش تولید (صنعت‌زدایی) و باتلاق بدهی‌های کلان دست‌وپنجه نرم می‌کند، در عمل مدت‌هاست که توانایی هدایت پروژه‌های جهانی و ساخت‌وسازهای فیزیکی عظیمی مانند طرح مارشال را از دست داده است. در جهان امروز، تنها کشوری که قادر است پروژه‌ی بازسازی همه‌جانبه و باکیفیتِ کشوری در ابعاد و جایگاه یک قدرت منطقه‌ای مانند ایران را بر عهده بگیرد، چین است و بس.

بنابراین، در حالی که ایران در میانه این کارزار، گزینه‌های به‌مراتب بهتر و قابل اعتمادتری در جامعه بین‌المللی پیش رو دارد، باج‌خواهی و تهدیدهای سلطه‌جویانه‌ای که ترامپ در مصاحبه‌اش مطرح کرد، محکوم به شکست است و چیزی جز باد هوا و لافی پوچ نخواهد بود.

پایان/

منبع: 【薛小荣:特朗普干回老本行,要求伊朗用一半石油换战后重建,忘了还有中国】
https://m.toutiao.com/is/Q5PjAlVnPmE/

۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
کد مطلب: 35233

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =